“اگر مدیرعامل بودید چه می کردید؟” .
بعد می بینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن،
معلم ازش می پرسه:
چرا تو هیچی نمی نویسی؟
بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد!!!
.jpg)

نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
عــ ـســ ـــ♥ـــل وبـــخدایا گر تو هم درد عاشقی را می کشیدی...پشیمان می شدی از اینکه عشق و آفریدی. صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل |
|
آخرین مطالبلینک دوستانپیوندهاابتدا ما را با عنوان عـــســـ♥ــــل وب لینک کنید سپس لینک خود را در این قسمت قرار دهید.
| معلمی سر کلاس به بچه ها میگه انشا بنویسید با این موضوع:
“اگر مدیرعامل بودید چه می کردید؟” . بعد می بینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن، به جز یکنفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه.
معلم ازش می پرسه: چرا تو هیچی نمی نویسی؟ بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد!!! ![]() ![]() نظرات شما عزیزان:
فک کنم اون یه نفر من بودم
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
لینکت کردم
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
درباره وبلاگنویسندگانآرشیو موضوعیآرشیو ماهانهلینک های ویژهدیگر امکانات
<-PollItems->
|